ابتدا نيت كنيد
سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.
دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطرهات طلاست
یک کم از طلای خود حراج میکنی؟
عاشقم !
با من ازدواج میکنی؟
اشک گفت:
ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!
تو چقدر سادهای
خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله میشوی
چرک میشوی و تکهای زباله میشوی
پس برو و بیخیال باش
عاشقی کجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشهای کنار جعبهاش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکهای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمالهای کاغذی فرق داشت
چون که در میان قلب خود
دانههای اشک کاشت...
نوشته شده توسط به تو چه! در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 ساعت 15:9 موضوع | لينک ثابت
درد و دل

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
.......................................................................................
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
غروب عشقم را کنار ساحل غم نظاره کردم و جانم آتش گرفت اما.....
قسم خوردم ، قسم خورده مي مانم
چون عشق تو گفته ام يار تو خواهم ماند
ما را هراسي نيست از بي وفايي
گر تو بي وفايي کني من وفادار خواهم ماند
بيا و سوگند ياد کن که چون مجنون عاشق
که تا زنده اي به عشق ليلي وفادار خواهي ماند
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
.......................................................................................
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
فهرست اصلي
نويسندگان
دوستان عزيزم
دوستان عاشقم
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY