تبليغاتX
سلام عشق...

ابتدا نيت كنيد


سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد



سلام عشق...

سلام عشق...

...the red sky of my heart

تو ميروي

Free Image Hosting at www.MyImageHosting.com
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم... تعجب نکن که چرا گريه نميکنم! بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم... اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم...!!!


 

نوشته شده توسط به تو چه! در دوشنبه 29 مهر1387 ساعت 10:40 موضوع | لينک ثابت


كميته امتحانات آزاد!!!

كميته امتحانات آزاد!!!
 

به سوالات زير پاسخ دهيد,با تشكر,كميته امتحانات!!

 

1-لطفا به سوالات زير با دقت پاسخ دهيد:

1-چشم 2-به روي چشم 3-عمرا 4-در اين كادر چيزي ننويسيد

 

2-بازيكن برزيل كه پايش به شدت آسيب ديد رونال... نام دارد:

1-يك 2-دو 3-سه 4-چهار

 

3-سر دسته طالبان اسامه بن... نام دارد:

1-لادن 2-مهوش 3-سقرا 4- ساناز

 

4-كدام لاستيك را نبايد خريد:

1-البرز 2-دنا 3-گلدستون 4-پنچر

 

5-آيا برزيل قهرمان جام جهاني مي شود:

1-صد سال سياه 2-فقط علي دائي 3-زيدانته 4-من اصلا فوتبال نمي بينم

 

6-بهترين فوتباليست سابق ايران علي...:

1-دائي 2-كريمي 3-پيرواني 4-عمو

 

7-مفسر بسيار بزرگ فوتبال ايران جواد...:

1-خياباني 2-ميدوني 3-اتوباني 4-سيد خندان يه نفر

 

8-برجهاي دو قلو چند قلو بودن:

1-يك قلو 2-دو قلو 3-برج كه چند قلو نمي شه 3-اين هم شد سوال

 

9-نام كارگردان زن موفق ايراني تهمينه...:

1-ميلاني 2-منچستري 3-رئالي 4-استقلالي

 

10-هنرپيشه خوشتيپ هاليوود برد...:

1-حلبي 2-پيت 3-بشكه 4-دبه

 

11-بازيكنه سابق بسنيايي بايرن مونيخ:

1-حميد حسن زيچ صالح 2-صالح حسن حميد زيچ 3-زيچ حسن صالح حميد 4-حسن صالح حميد زيچ

 

12-اين شعر را كامل كنيد:... وقت سحر از غصه نجاتم دادند:

1-واشر 2-wc 3-وان 4-دوش

 

13-نام حيواني كه به كند روي معروف است لاك...:

1-عقب 2-جلو 3- پشت 4- چپ يا راست هيچ فرقي نمي كنه

 

14-به جاي واژه خارجي نت بوك مي گوييم لب...:

1-سرسره 2- الاكلنگ 3-تاب 4-چرخ و فلك

 

15-مترادف كلمه گلابي:

1-سيفون 2-دنيا 3-آرمان 4-وبلاگ خوانها

 

16-تيم هميشه قهرمان ايراني:

1-استقلال 2- آبيته 3-بازم استقلال 4-خوب معلومه استقلال

 

17-وقت امتحان تموم شد:

1-به چپم 2-به راستم 3-من خواجه ام 4-من چون دخترم از بابام قرض مي گيرم

 

پايان امتحان ! به اين سوال نمره منفي تعلق نمي گيرد:

 

نمره خود را پيش بيني كنيد:

 

1-نمره بيست كلاس و نمي خوام    2-تو خودت نمره بيستي   3 -نمره بده اون با من     4-تا قبر آ آ آ آ


نتيجه گيري اخلاقي:

 

1-دلم برات تنگ شده جونم.......

2-در اين كنكور از هيچ تيمي طرفداري نشده!!ياد بگيريد!!

3-بيا بيا دلم برات تنگه....

4-اينايي كه گفتم اصلا ربطي به قضيه نداشت!!!!

 


 

نوشته شده توسط به تو چه! در پنجشنبه 25 مهر1387 ساعت 15:25 موضوع | لينک ثابت


حافظ

حافظ : 10 قرن بعد !


نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روي ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داري ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادي
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادي
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جاي خود را داده به فاکس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوي دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي !



 

نوشته شده توسط به تو چه! در پنجشنبه 18 مهر1387 ساعت 19:4 موضوع | لينک ثابت


لحظه هاي من

                                       

تورا گم کرده ام امروز ...

  

               وحالا لحظه هاي من ...

        

                   .گرفتار سکوتي سرد وسنگينند...

     

    وچشمانم که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند ...

                                              

                                                        نمي داني چه غمگينند!!!

 

              چراغ روشن شب بود..

 

                             برايم چشم هايت...

   

                          و نمي دانم چه خواهد شد پر از دلشوره ام...

                 

                                                           بي تاب ودلگيرم...

     

                کجا ماندي که من بي تو هزاران بار،در هر لحظه مي ميرم...

        

 

   

 


 

نوشته شده توسط به تو چه! در چهارشنبه 17 مهر1387 ساعت 19:56 موضوع | لينک ثابت


شب جدایی!

نه ز مهر نور بينم نه ز ماه روشنايي
همه روز روز هجران همه شب شب جدايي
منم آن شكسته خسته، دل و ديده بر تو بسته
به لب تو نوشدارو به كف تو موميايي
سپه غمت نگنجد به درون تنگ سينه
چو هجوم خيل سلطان به سراي روستايي

 

نمیدونم شاعرش کیه!


 

نوشته شده توسط به تو چه! در پنجشنبه 11 مهر1387 ساعت 16:48 موضوع | لينک ثابت


گله

(گله)

 
شب خامش است و خفته در انبان تنگ وي
شهر پليد كودن دون، شهر روسپي،
ناشسته دست و رو
برف غبار بر همه نقش و نگار او
بر بام و بر درختش، و آن راه و رهسپار.
شب خامش است و مردم شهر غبارپوش
پيموده راه تا قلل دور دست خواب.
در آرزوي سايه‌ي تّري و قطره‌يي،
روياي دير باورشان را
آكنده است همت ابري، چنان كه شهر
چون كشتيي شده است شناور به روي آب.
شب خامش است و اينك خاموش‌تر ز شب
ابري ملول مي‌گذرد از فراز شهر.
دور آن چنان كه گويي در گوشش اختران
گويند راز شهر.
نزديك آنچنانك
گلدسته‌ها رطوبت او را
احساس مي‌كنند.
اي جاودانگي!
اي دشت‌هاي خلوت و خاموش!
باران من نثار شما باد.

                                                                         - مهدي اخوان‌ ثالث


 

نوشته شده توسط به تو چه! در چهارشنبه 10 مهر1387 ساعت 2:33 موضوع | لينک ثابت


کاش ميشد

 کاش ميشد احساس را زنداني عقل ميکرديم تا هيچگاه به ديوار متزلزل احساس و دل تکيه نزنيم،

 چرا که اين ديوار زماني مي ريزد که ديگر جاي جبران نيست.

هيچگاه اجازه نده که دل تو را بازيچه خود کند ، همواره تو بر دل حاکم باش ، نه دل بر تو.

 افسارش را چنان بر دست گيرکه هيچگاه اسب سر کش احساس تو را بر زمين نزند.

 تمام اين دوران سپري ميشود ، با هم تلخي و شيريني ها.

 چه زيباست اگر آنگونه عمل کنيم که گوئي چند سال در کردار و رفتار بزرگتريم ، هر چند به واقع محصور زمانيم.

 تجربه اندوزي نعمتي است که هر کس از آن بهره نميگيرد ، پس تا ميتواني خود را از اين نعمت بي بهره نکن.

 هميشه آنگونه زندگي کن که همه تو را در تدبير و درايت تمجيد کنند ، اما هيچگاه براي حرف ديگران زندگي نکن .

هميشه خدا را به ياد داشته باش و بدان انسان هر چقدر که توانگر باشد اما از خدا غفلت کند ، مسکين است و برعکس


 

نوشته شده توسط به تو چه! در دوشنبه 8 مهر1387 ساعت 10:50 موضوع | لينک ثابت


دور هم باشیم!!!


يکي ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي اون که قاط زده بوده، يک بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف کنه، اون ميگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو. اون ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه
*********************************************
يکي 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يک ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميکنه. همون وقت يک باباي ديگه‌اي داشته يک پولي مينداخته تو همون صندوق، ‌اون با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
*********************************************
دو نفر ميرن يک رستوران کلاس بالا، ‌دو تا کوکا سفارش ميدند‌، بعد هم يکي يک ساندويچ از کيفشون درميارند، ‌شروع مي‌کنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. اونا يک نگاهي به هم مي‌کنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌کنند!
*********************************************
يه جايي جشن بوده، يکي همينجوري ميره تو و شروع ميکنه به رقصيدن و بخور بخور. يکي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو کي دعوت کرده؟ اون ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
*********************************************
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، يکي تماشا مي‌کرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، يکي شاکي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
*********************************************
يکي ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميکنيم باهاش قايق درست ميکنيم. اون هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شکمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميکنم


 

نوشته شده توسط به تو چه! در پنجشنبه 4 مهر1387 ساعت 2:18 موضوع | لينک ثابت


دانشجو!!!

 

سلام به همه!!!

اول از هرچیز شهادت امام علی (ع) را به همه شیعیان تسلیت عرض میکنم...

 

ولی امروز با یه خبر در مورد خودم اومدم...!

 

من بالاخره دانشجو شدم!!!


 

نوشته شده توسط به تو چه! در دوشنبه 1 مهر1387 ساعت 15:56 موضوع | لينک ثابت



کد آهنگ هاي داريوش